سلاممممممممممممم دوستایه خوبم...
تا اینجااومدید پیشم اگه مطالب وبلاگ خوب بود براتون یه امتیاز به وبلاگم
بدیدمرسی...رو این لینک کلیک کنید و بد از اون رو امتیاز مثبت به وبلاگ کلیک کنید...
![]()

یادتون نره ها حتما رای بدین کلا 5 ثانیه بیشتر طول نمیکشه

بچه ها واسه شادی روح جوان ناکام که تا چند روز پیش کنار مابود اما الان ... هرچندتا صلواتی که دوست داشتید بفرستید تا انشاالله به روحش برسه.مرسی
تفجه توجه:


راستی راستی بچه
ها چندروز پیش یه فکری به ذهنم خطور کرد گفتم ببینم
نظر شما چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
میخوام وبلاگو چند قسمت کنم و کل کل بین نویسنده های
وبلاگ باشه و
اگه بقیه هم دوست داشتن از بیرون شرکت کنن
قسمت اول کل کل دختر و پسر 


قسمت دوم کل کل استقلال پرسپولیس 


قسمت سوم زرنگین خوب یکمم شما
از مغزای فندقیتون استفاده کنید
بگید چی بزارم
همش که نباید من فسفر بسوزونم با این گرونیه بازار
خوب دیگه این شما و اینم .......چی 
باتشکر مدیر وبلاگ کل کل(مرضیه جون)
تاریخ خبر جمعه 19 اسفند 1390 ساعت 20:44
دوستان من یک چت روم گذاشتم واسه کل کل آنلاین فقط زمانی که میتونید بیاینو بگید که واسه کل کل بزارم 
برچسب ها: خــــــــــــــــــــــــــبر،






وقتی آن شب از سر کار به
خانه برگشتم، همسرم داشت غذا را آماده میکرد، دست او را گرفتم و گفتم، باید چیزی
را به تو بگویم. او نشست و به آرامی مشغول غذا خوردن شد. غم و ناراحتی توی
چشمانش را خوب میدیدم.
یکدفعه نفهمیدم چطور دهانم را باز کردم. اما باید به او میگفتم
که در ذهنم چه میگذرد. من طلاق میخواستم. به آرامی موضوع را مطرح کردم. به نظر نمیرسید
که از حرفهایم ناراحت شده باشد، فقط به نرمی پرسید، چرا؟
از جواب دادن به سوالش سر باز زدم. این باعث شد عصبانی شود.
ظرف غذایش را به کناری پرت کرد و سرم داد کشید، تو مرد نیستی! آن شب، دیگر اصلاً
با هم حرف نزدیم. او گریه میکرد. میدانم دوست داشت بداند که چه بر سر زندگیاش آمده
است. اما واقعاً نمیتوانستم جواب قانعکنندهای به او بدهم. من دیگر دوستش
نداشتم، فقط دلم برایش میسوخت.
با یک احساس گناه و عذاب وجدان عمیق، برگه طلاق را آماده
کردم که در آن قید شده بود میتواند خانه، ماشین، و ۳۰% از سهم کارخانهام را
بردارد. نگاهی به برگهها انداخت و آن را ریز ریز پاره کرد. زنی که ۱۰ سال زندگیش
را با من گذرانده بود برایم به غریبهای تبدیل شده بود. از اینکه وقت و انرژیش را برای
من به هدر داده بود متاسف بودم اما واقعاً نمیتوانستم به آن زندگی برگردم چون عاشق
یک نفر دیگر شده بودم. آخر بلند بلند جلوی من گریه سر داد و این دقیقاً همان چیزی
بود که انتظار داشتم ببینم. برای من گریه او نوعی رهایی بود. فکر طلاق که هفتهها
بود ذهن من را به خود مشغول کرده بود، الان محکمتر و واضحتر شده بود.
روز بعد خیلی دیر به خانه برگشتم و دیدم که پشت میز نشسته و
چیزی مینویسد. شام نخورده بودم اما مستقیم رفتم بخوابم و خیلی زود خوابم برد چون
واقعاً بعد از گذراندن یک روز لذت بخش با معشوقه جدیدم خسته بودم. وقتی بیدار شدم،
هنوز پشت میز مشغول نوشتن بود. توجهی نکردم و
دوباره به خواب رفتم.
صبح روز بعد او شرایط طلاق خود را نوشته بود: هیچ چیزی از
من نمیخواست و فقط یک ماه فرصت قبل از طلاق خواسته بود. او درخواست کرده بود که
در آن یک ماه هر دوی ما تلاش کنیم یک زندگی نرمال داشته باشیم. دلایل او ساده بود:
وقت امتحانات پسرمان بود و او نمیخواست که فکر او بخاطر مشکلات ما مغشوش شود.
برای من قابل قبول بود. اما یک چیز دیگر هم خواسته بود. او
از من خواسته بود زمانی که او را در روز عروسی وارد اتاقمان کردم به یاد آورم. از
من خواسته بود که در آن یک ماه هر روز او را بغل کرده و از اتاقمان به سمت در
ورودی ببرم. فکر میکردم که دیوانه شده است.
اما برای اینکه روزهای آخر با هم بودنمان قابلتحملتر
باشد، درخواست عجیبش را قبول کردم.
درمورد شرایط طلاق همسرم با معشوقهام حرف زدم.
بلند بلند خندید و گفت که خیلی عجیب است. و بعد با خنده و
استهزا گفت که هر حقهای هم که سوار کند باید بالاخره این طلاق را بپذیرد.
از زمانیکه طلاق را به طور علنی عنوان کرده بودم من و همسرم
هیچ تماسی با هم نداشتیم. وقتی روز اول او را بغل کردم تا از اتاق بیرون بیاورم هر
دوی ما احساس خامی و تازهکاری داشتیم. پسرم به پشتم زد و گفت اوه بابا رو ببین
مامان رو بغل کرده. اول او را از اتاق به نشیمن آورده و بعد از آنجا به سمت در
ورودی بردم. حدود ۱۰ متر او را در
آغوشم داشتم. کمی ناراحت بودم. او را بیرون در خانه گذاشتم و او رفت که منتظر
اتوبوس شود که به سر کار برود. من هم به تنهایی سوار ماشین شده و به سمت شرکت حرکت
کردم.
در روز دوم هر دوی ما برخورد راحتتری داشتیم. به سینه من
تکیه داد. میتوانستم بوی عطری که به پیراهنش زده
بود را حس کنم. فهمیدم که خیلی وقت است خوب به همسرم نگاه نکردهام. فهمیدم که
دیگر مثل قبل جوان نیست. چروکهای ریزی روی صورتش افتاده بود و موهایش کمی سفید
شده بود. یک دقیقه با خودم فکر کردم که من برای این زن چه کار کردهام.
در روز چهارم وقتی او را بغل کرده و بلند کردم، احساس کردم
حس صمیمیت بینمان برگشته است. این آن زنی بود که ۱۰ سال زندگی خود را صرف من کرده
بود. در روز پنجم و ششم فهمیدم که حس صمیمیت بینمان در حال رشد است. چیزی از این موضوع
به معشوقهام نگفتم. هر چه روزها جلوتر میرفتند، بغل کردن او برایم راحتتر میشد.
این تمرین روزانه قویترم کرده بود!
یک روز داشت انتخاب میکرد چه لباسی تن کند. چند پیراهن را امتحان
کرد اما لباس مناسبی پیدا نکرد. آه کشید و گفت که همه لباسهایم گشاد شدهاند.
یکدفعه فهمیدم که چقدر لاغر شده است، به همین خاطر بود که میتوانستم اینقدر راحتتر
بلندش کنم.
یکدفعه ضربه به من وارد شد. بخاطر همه این درد و غصههاست
که اینطور شده است. ناخودآگاه به سمتش رفته و سرش را لمس کردم.
همان لحظه پسرم وارد اتاق شد و گفت که بابا وقتش است که
مامان را بغل کنی و بیرون بیاوری. برای او دیدن اینکه پدرش مادرش را بغل کرده و
بیرون ببرد بخش مهمی از زندگیش شده بود. همسرم به پسرمان اشاره کرد که نزدیکتر شود
و او را محکم در آغوش گرفت. صورتم را برگرداندم
تا نگاه نکنم چون میترسیدم در این لحظه آخر نظرم را تغییر دهم. بعد او را در آغوش
گرفته و بلند کردم و از اتاق خواب بیرون آورده و به سمت در بردم. دستانش را خیلی
طبیعی و نرم دور گردنم انداخته بود. من هم او را محکم در آغوش داشتم. درست مثل روز
عروسیمان.
اما وزن سبکتر او باعث ناراحتیم شد. در روز آخر، وقتی او
را در آغوشم گرفتم به سختی میتوانستم یک قدم بردارم. پسرم به مدرسه رفته بود.
محکم بغلش کردم و گفتم، واقعاً نفهمیده بودم که زندگیمان صمیمیت کم دارد. سریع
سوار ماشین شدم و به سمت شرکت حرکت کردم. وقتی رسیدم حتی در ماشین را هم قفل
نکردم. میترسیدم هر تاخیری نظرم را تغییر دهد. از پلهها بالا رفتم. معشوقهام که
منشیام هم بود در را به رویم باز کرد و به او گفتم که متاسفم، دیگر نمیخواهم
طلاق بگیرم.
او نگاهی به من انداخت، تعجب کرده بود، دستش را روی پیشانیام
گذاشت و گفت تب داری؟ دستش را از روی صورتم کشیدم. گفتم متاسفم. من نمیخواهم طلاق
بگیرم. زندگی زناشویی من احتمالاً به این دلیل خستهکننده شده بود که من و زنم به جزئیات
زندگیمان توجهی نداشتیم نه به این دلیل که من دیگر دوستش نداشتم.
حالا میفهمم دیگر باید تا وقتی مرگ ما را از هم جدا کند هر
روز او را در آغوش گرفته و از اتاق خوابمان بیرون بیاورم. معشوقهام احساس میکرد که
تازه از خواب بیدار شده است. یک سیلی محکم به گوشم زد و بعد در را کوبید و زیر
گریه زد. از پلهها پایین رفتم و سوار ماشین شدم. سر راه جلوی یک مغازه گلفروشی
ایستادم و یک سبد گل برای همسرم سفارش دادم. فروشنده پرسید که دوست دارم روی کارت
چه بنویسم. لبخند زدم و نوشتم، تا وقتی مرگ ما را از هم جدا کند هر روز صبح بغلت
میکنم و از اتاق بیروم میآورمت.
شب که به خانه رسیدم، با گلها دستهایم و لبخندی روی لبهایم
پلهها را تند تند بالا رفتم و وقتی به خانه رسیدم دیدم همسرم روی تخت افتاده و
مرده است! او ماهها بود که با سرطان میجنگید و من اینقدر مشغول معشوقهام بودم
که این را نفهمیده بودم. او میدانست که خیلی زود خواهد مرد و میخواست من را از
واکنشهای منفی پسرمان بخاطر طلاق حفظ کند. حالا حداقل در نظر پسرمان من شوهری
مهربان بودم.
جزئیات ریز زندگی مهمترین چیزها در روابط ما هستند. خانه،
ماشین، داراییها و سرمایه مهم نیست. اینها فقط محیطی
برای خوشبختی فراهم میآورد اما خودشان خوشبختی نمیآورند.
1) حرکت جوانمردانه یک باشگاه آلمانی:
مدیر باشگاه شالکه 04 آلمان در یک اقدام انسان دوستانه پسوند باشگاه خود را ب پرسپولیس بخشید واذعان کرد این باشگاه لیاقت بیشتری در یدک کشیدن این پسوند دارد

2)اونایی ک میگن مجیدی بی تعصب ب ایرانه نگاه کنن:
تیم الغرافه قطر قهرمان جام حذفی قطر شد و عکس زیر فرهاد مجیدی را جام ب دست نشان میدهد تصویر گویای همه چیز هست

3)هدیه ویژه فدراسیون فوتبال ب پرسپولیس:

3)لیگ برتر تموم شد:
لیگ تمو شد و شله زرد های اصفهانی قهرمان شد امیرقلعه نویی دوم و سرور پرسپولیس ینی استقلال سوم فقط با اختلاف یک امتیاز ولی خب عیب نداره بهترین خط حمله لیگ شدیم با 58 گل زده وپرسپولیس در رده دوازدهم (4ضربذر سه) جای گرفت و پس از نفت ابادان با 54 گل خورده بدترین خط دفاع رو بنام خود ثبت کرد و در معنای حقیقی کلمه ب عکس زیر تبدیل شد:

4)این روزها عدد 4 خیلی معروف شده:



5) حسن ختام زنبور معروف لیگ برتر:

تا هفته بعد خداحافظ منتظر نظرات شما هستم
طبقه بندی: ورزشی، کل کل استقلال،
تا دیده ام به روی جهان باز شد، زشوق
لبخند مهربان تو جا در تنم دمید
فریاد حاجتم چو برون آمد از گلو
دست نوازش تو به فریاد من رسید
مادرم روزت مبارک

کودکی که آماده تولد بود، نزد خدا رفت و از او پرسید:« می گویند فردا شما مرا به زمین می فرستید؛ اما من به این کوچکی و بدون هیچ کمکی چگونه می توانم برای زندگی به آنجا بروم؟»
خداوند پاسخ داد :« از میان بسیاری از فرشتگان، من یکی را برای تو در نظر گرفته ام. او در کنار توست و از تو نگهداری خواهد کرد.»
اما کودک هنوز مطمین نبود که می خوهد برود یا نه.
- اینجا در بهشت، من هیچ کاری جز خندیدن و آواز خواندن ندارم و این ها برای شادی من کافی است.
خداوند لبخند زد :« فرشته تو برایت آواز خواهد خواند و هر روز به تو لبخند خواهد زد. تو عشق او را احساس خواهی کرد و شاد خواهی بود.»
کودک ادامه داد:« من چه طور می توانم بفهمم مردم چه می گویند وقتی زبان آنها را نمی دانم؟»
خداوند او را نوازش کرد و گفت:«
فرشته تو، زیباترین و شیرین ترین واژه هایی را که ممکن است بشنوی، در گوش
تو زمزمه خواهد کرد و با دقت و صبوری به تو یاد خواهد داد که چگونه صحبت
کنی.»
کودک با ناراحتی گفت:« وقتی می خواهم با شما صحبت کنم، چه کنم؟»
خداوند برای این سوال هم پاسخی داشت :« فرشته ات دستهایت را کنار هم می گذارد و به تو یاد می دهد که چگونه دعا کنی.»
کودک سرش را برگرداند و پرسید:« شنیده ام که در زمین انسان های بدی هم زندگی می کنند. چه کسی از من محافظت خواهد کرد؟»
- فرشته ات از تو محافظت خواهد کرد، حتی اگر به قیمت جانش تمام شود.
کودک با نگرانی ادامه داد :« امات من همیشه به این دلیل که دیگر نمی توانم شما را ببینم ناراحت خواهم بود.»
خداوند لبخند زد و گفت:« فرشته ات همیشه درباره من با تو صحبت خواهد کرد و به تو راه بازگشت نزد مرا خواهد آموخت؛ گرچه من همواره کنار تو خواهم بود.»
در
آن هنگام بهشت آرام بود، اما صداهایی از زمین شنیده می شد. کودک می دانست
که باید به زودی سفرش را آغاز کند. او به آرامی یک سوال از دیگر از خداوند
پرسید :« خدایا اگر باید همین حالا بروم، لطفاً نام فرشته ام را به من بگویید.»
خداوند شانه او را نوازش کرد و پاسخ داد :« نام فرشته ات اهمیتی ندارد و به راحتی می توانی او را مادر صدا کنی.»
زمان برگزاری کنکور پرسپولیسی:زمان غروب اسمان
مکان برگزاری کنکور پرسپولیسی:ورزشگاه 100 هزار نفری ازادی
هر کس می خواد رشته پرسپولیس شناسی بزنه بسم ا...
سوالات ازمون سراسری ویژه داوطلبان پرسپولیسی:
توجه:فقط پرسپولیسی ها حق شرکت در این ازمون را دارند!
تاریخ شناسی پرسپولیسی:
1)حماسه 6تایی ها در چه تاریخی به وقوع پیوست؟
الف)16 شهریور 1354 ب)16 شهریور 1352 ج)6 شهریور 1354 د)6 شهریور 1352
ریاضیات پرسپولیسی:
2)اگر متغیر x به سمت redfans انگاه limf(perspolis) کدام است؟
الف)برد با گل های زیاد ب)تشویق های سرخدلان از روی سکوهای سرخ ج)تیم همیشه قهرمان د)همه موارد
زبان انگلیسی پرسپولیسی:
3)………….is our reason to live.The reason our red heart keeps beating.
A)3pahan b)s.s c)perspolis d)none of them
زبان عربی پرسپولیسی:
4)عین الصحیح فی الجواب:
سبحان ا... الذی خلق الورده................سرور السماء.
الف)حمراء ب)بیضا ج)اسود د)همه موارد
زبان فارسی و ادبیات پرسپولیسی:
5)جای خالی را با گزینه مناسب پر کنید؟
اخر فصل داد می زنیم................مبارکه................قهرمان.
الف)هم صدا،قرمزای ب)هم صدا،ابیای ج)هم زمان،قرمزای د)هم زمان،ابیای
دین و زندگی پرسپولیسی:
6)شکر و سپاس مخصوص خداوندی است که................را افرید تا................بی سرور نماند.
الف)استقلال،سپاهان ب)استقلال،پرسپولیس ج)سپاهان،استقلال د)پرسپولیس،استقلال
شیمی پرسپولیسی:
7)با توجه به الگوی زیر کدام گزینه صحیح می باشد؟
فراورده <==== واکنش دهنده + واکنش دهنده
الف)قهرمانی پرسپولیس <==== تشویق هواداران + پشتکار بچه شیرهای سرخ
ب)قهرمانی پرسپولیس <==== پشتکار بچه شیرهای سرخ + دو دستگی در سکوهای سرخ
ج)قهرمانی پرسپولیس <==== تشویق هواداران پرسپولیس + بازی کردن به خاطر پول
د)قهرمانی پرسپولیس <==== بازی کردن به خاطر پول + دو دستگی در سکوهای سرخ
پاسخ نامه ازمون سراسری پرسپولیس:
1)گزینه ب
2)گزینه د
3)گزینه ج
4)گزینه الف
5)گزینه ج
6)گزینه د
7)گزینه الف
دوستان پرسپولیسی عزیز امیدوارم این ازمون را با موفقیت پشت سر گذاشته باشید.موفقیت هر پرسپولیسی افتخار بقیه سرخدلان است.موفق باشید سرخدلان اریایی...
۲. واسه اینکه وقتی تو خیابون راه میرن، کافیه فقط یه دختری از کنارشون رد شه، گردن نیست لامسب( معذرت، آخه آدم عصبی میشه دیگه)، مثل جغد 180 درجه گردنشون می چرخه!
۳. واسه اینکه وقتی یه ماشین گیرشون میاد، پا میشن میرن یه جایی مثله جردن، اونجا صد بار یه خیابون رو بالا و پایین میرن، 100 بار بوغ میزنن و 200 بار ترمز، بعدشم میزنن به یه پیر زنه، اون موقع هستش که آخر روز میشه.اون لحظه آرزو می کنن که برن تو توالت عمومی خودشون رو دار بزنن.(ربطش رو به توالت عمومی خودت پیدا کن)!
۴. واسه اینکه وقتی میرن کوه، پشت دختره میرن بالا از کوه، بعدش کم میارن و رنگشون سرخ میشه و تازه می فهمن که دختره کوهنورد بوده!
۵. واسه اینکه وقتی حس غرورشون گل میکنه میبینن دختره داره با یه پسره دیگه دعوا می کنه میرن جلو، با پسره دعوا میکنن، بعدش که خوب کتکه رو خوردن می فهمن که یارو داداشش بوده!
۶. واسه اینکه وقتی یه دختر کنار پسره میشینه تو تاکسی، و پسره می خواد استفاده ی معنوی ببره، 10 بار مسیرش رو میره تا با دختره باشه، وقتی که دختره پیاده میشه، میره تو رویا، اون وقته که می فهمه به جای میدون ولیعصر رسیده به تجریش. و وقتی که با تاکسی بر می گرده ، می فهمه که تمام پولش رو داده به تاکسی قبلیه، و اونجا یکم مشتمال میبینه از راننده تاکسیه و بعدش فحشه که به خودش میده!

پرسپولیس :
24-18 ! سه تاش بیرون زمین اتفاق افتاده و دوتاش هم با داوری ( لیگ هفتم و لیگ دهم
) . یکیش هم با جک تری دی
ازقدیم
گفتن ترک میدون باختن همیشه داوری به نفع شما بوده حالا به نفع ماهم باشه
پرسپولیس :
یعنی ما تا حالا رفت و برگشت نبردیم ؟؟
بردید
ولی نه به اندازه استقلال اونم 4بار پشت سرهم
پرسپولیس:
توی 8 ثانیه شوت تو از وسط زمین میرسه به دروازه ؟
بازی
باداماش رو نگاه میکردی میدی هنوز نگفته به نام گفتش گل
پرسپولیس :
دو تا هت تریک موجود در داربی مال ماست
24تابرد تو داربی مال ماست
پرسپولیس :
پوهانگ پرافتخارتره ...
تو تیم های ایرانی استقلاله
ما استقلال
نیستیم که قهرمان لیگ دسته سه بشیم
اون زمان تیمی به نام لنگ وجود
نداشت
ما استقلال نیستیم که تا حالا یه بازیکنمون...... ......هم توی جام
جهانی گل نزده باشه
ما استقلال نیستیم که حتی یک بازیکنمون هم بهترین بازیکن سال آسیا نشده باشه!
خوبه فرهاد مجیدی پارسال بود
ما استقلال نیستیم که بزرگترین افتخار بازیکنانمون! قرار گرفتن در نظرسنجی برنامه نود،کنار بزرگان پرسپولیس باشه!
اون که افتخار شماست که فقط تو برنامه نود موفق به برد استقلال میشید ولی در عمل نه
ما استقلال نیستیم که نفهمیم اسم تیممون بالاخره دوچرخه سواریه ! تاجه! استقلاله!
اون موقع که تیم شما وجود نداشت استقلال دوچرخه سواران بود بعد شاهنشین شد اسم تاج رو گرفت و الان استقلال اون شماهستید که نفهمیدید تیمتون پیروزی یا پرسپولیس
ما استقلال نیستیم که از تلافی دربی رفت و برگشت! آن هم پس از ده پانزده سال! ذوق زده بشیم و چیزی که برای پرسپولیسیها خاطره هست! برای ما بشه افتخار!
اون برای شما افتخاره که خودتون رو کشتید ماکه 6بار بیشتر ازشما بردیم واین کاملا مصداق تیم شماست

ودر کل هرچی ادم بی فرهنگه قرمزه از بازی داماش کاملا مشخصه اون از بازیکناشون که به همدیگه چکار نمیکنن جلو دوربین ببین تو تمرین چکار میکنن دیگه برای همینه که 4تا 4تا میخورن والان 6تا امتیاز تا سقوط فاصله دارن
و ادمهای بی سوادی هستن ما براین اساس میگیم لنگی چون لنگ قرمزه اونا برچه اساسی میگن کیسه کش یکم فکر کنید بعد لقب بددیدنه این که هرچی به عقلتون میرسه بگید
بذارید به اق لق زبون وتو برنامه نود بگن ما سرورتون هستیم ودرعمل اون استقلال که سرورتون هست تو لیگ تو دربی تو همه جا

طبقه بندی: ورزشی، کل کل، استقلال، کل کل استقلال،
استقلالیا کلی افتخار دارن که ما نداریم ولی....
ما استقلال نیستیم که قهرمان لیگ دسته سه بشیم
ما استقلال نیستیم که تجربه حضور در همه دسته های فوتبال کشور رو داشته باشیم ...
ما استقلال نیستیم که،تیمی باشیم که یه بازیکن(سعید حلافی)توی اولین بازی رسمی فوتبال عمرش! مقابل ما هت تریک کنه(صنعت نفت 3- استقلال1 )
ما استقلال نیستیم که یه لژیونر موفق اروپایی نداشته باشیم! ...
ما استقلال نیستیم که تا حالا یه بازیکنمون...... ......هم توی جام
جهانی گل نزده باشه
ما استقلال نیستیم که حتی یک بازیکنمون هم بهترین بازیکن سال آسیا نشده باشه!
ما استقلال نیستیم که بزرگترین افتخار بازیکنانمون! قرار گرفتن در
نظرسنجی برنامه نود،کنار بزرگان پرسپولیس باشه!
ما استقلال نیستیم که نفهمیم اسم
تیممون بالاخره دوچرخه سواریه ! تاجه! استقلاله!
ما استقلال نیستیم که تا یه شب گفتن اسم تیم تاج نیست استقلاله! ماهم بگیم تاجی نیستیم!استقلالی ...ایم از این به بعد!
ما استقلال نیستیم که بهترین مربیمون! الگوی خودشو علی پروین پرسپولیسیا اعلام کنه!
ما استقلال نیستیم که بعد از 15.20 سال! از سه برد پیاپی پرسپولیسیها در دربی! وقتی ماهم سه بار دربی رو میبریم! تا ساعت سه نصف شب جشن بگیریم!
ما استقلال نیستیم که از تلافی دربی رفت و برگشت! آن هم پس از ده پانزده سال!
ذوق زده بشیم و چیزی که برای پرسپولیسیها خاطره هست! برای ما بشه افتخار!
ما استقلال نیستیم که بفهمیم مکتب و راه و روش تیممون! تفکر ایجاد تیممون چیه!!!
ما
استقلال نیستیم که بازیکنمون جرات کنه بگه : ایرانو ول کن! شیخ اماراتی رو عشق
است!!!
آره ما استقلال نیستیم که سرورمون پرسپولیس باشه!!!
ما پرسپولیسیم!
و همیشه به پرسپولیسی بودنمون افتخار میکنیم!!!!
طبقه بندی: ورزشی، کل کل، پرسپولیس، کل کل پرسپولیس،
41 کار که دخترا نمیتونن انجام بدن
1-چیزی در مورد ماشین فهمیدن ، البته به جز رنگش
2- درك مضمون اصلی یك فیلم هنری
3- 24 ساعت رو بدون فرستادن sms زندگی كردن
4- بلند كردن چیزی
5- پرتاب كردن
6- پارك كردن
7- خواندن نقشه
8- دزدی كردن از بانك
9- آرام و ساكت جایی نشستن
10- بیلیارد بازی كردن
11- پول شام رو حساب كردن
12- مشاجره كردن بدون داد كشیدن
13- مواخذه شدن بدون گریه كردن
14- رد شدن از جلوی مغازه كفش فروشی
15- نظر ندادن در مورد لباس یك غریبه
16- كمتر از بیست دقیقه داخل یك دستشویی بودن
17- دنده ماشین را با انگشت عوض كردن
18- راه انداختن درست یك ویدئو
19- تماشای یك فیلم جنگی
20- انتخاب سریع یك فیلم
21- ایستاده جیش كردن
22- ندیدن فیلم هندی
23- غیبت نكردن
24- فحش ناموسی دادن
25- نرقصیدن موقع شنیدن یك آهنگ شاد
26- آرایش نكردن
27- لاك نزدن
28- صحبت نكردن وقتی كه باید ساكت باشن
29- سیگار برگ و یا چپق كشیدن
30- درك كردن شوهر وقتی اعصابش خورده
31- گریه كردن بدون آبریزش بینی
32- غذا پختن بدون تماشای تلویزیون
33- تماشای اخبار و خوندن روزنامه
34- نق نزدن
35- لگد زدن
36- از سن بیست و پنج سالگی رد شدن
37- اخ تف كردن
39- خواستگاری رفتن
40- به دوست پسرفکر نکردن
41- از همه مهمتر موارد بالا رو قبول كردن

و اما حالا لژیونرهای پرسپولیس
| نام | سال لژیونری | تیم | کشور |
| مهدی عسگرخانی | 1351 | السالیمه | کویت |
| پرویز قلیچ خانی | 1356 | اردکوتیک | امریکا |
| بیژن ذوالفقارنسب | 1359 | بروکسل | بلژیک |
| حسین فرکی | 1360 | الاهلی | امارات |
| حمید درخشان | 1365 | نادی القطر | قطر |
| ناصر محمدخانی | 1365 | نادی القطر | قطر |
| شاهرخ بیانی | 1365 | نادی المینا | قطر |
| محمد پنجعی | 1367 | القطر | قطر |
| کریم باوی | 1367 | السد | قطر |
| مرتضی کرمانی مقدم | 1368 | الاتحاد | قطر |
| محسن عاشوری | 1368 | الاتحاد | قطر |
| حسن شیرمحمدی | 1370 | الاتحاد-پودانگ | قطر-چین |
| علی دایی | 1375 | السد-بیله فلد-بایرن مونیخ-هرتا برلین-الشباب | قطر-آلمان-آلمان-آلمان-امارات |
| افشین پیروانی | 1375 | السد | قطر |
| کریم باقری | 1376 | بیله فلد-النصر-چارلتون-السد | آلمان-امارات-انگلیس-قطر |
| مهدی مهدوی کیا | 1379 | بوخوم-هامبورگ-فرانکفورت | آلمان(3) |
| رضا شاهرودی | 1379 | آلتاازمیر-دالیان | ترکیه-چین |
| علیرضا امامی فر | 1377 | شارلوا | بلژیک |
| نیما نکیسا | 1377 | کاوالا | یونان |
| بهنام طاهرزاده | 1377 | پابلیکوم | اسلوونی |
| مهرداد میناوند | 1377 | اشتورم گراتس | اتریش |
| رضا ترابیان | 1377 | استانداردلیژ | بلزیک |
| علی کریمی | 1380 | الاهلی-بایرن مونیخ- الغرافه-السیلیه | امارات-آلمان-قطر-قطر |
| حامد کاویانپور | 1381 | الوصل | امارات |
| مهرداد اولادی | 1385 | الشباب | امارات |
| جواد کاظمیان | 1385 | الشباب-شارجه-عجمان | امارات(3) |
| مهرزاد معدنچی | 1386 | الشعب-النصر-الاهلی | امارات(3) |
| محمد نصرتی | 1387 | النصر | امارات |
| مازیار زارع | 1388 | الامارات-شارجه | امارات(2) |
حالا خودتون قضاوت کنید کدوم تیم پرافتخار تره؟؟
حالا سحر خانم کی بیشتر واسه این عربای کثیف بازی کرده آره
طبقه بندی: کل کل استقلال، استقلال، کل کل، ورزشی،
هویت افتخارات استقلال در آسیا
دومین دوره جام باشگاههای آسیا: ورزشگاه امجدیه تهران.
(با نفوذ سپهبد پرویز خسروانی همه کاره
تربیت بدنی و مدیر عامل تیم دولت ( که الان هم این تیم تیم دولت است) استقلال
میزبانی را در تهران گرفت. استقلال اینگونه
قهرمان شد با دویار کمکی از پرسپولیس که
یکی از آنها محمود خردبین بود. یک یار کمکی از پاس که با گلش در فینال استقلال در
لحظات پایانی در امجدیه از شکست
گریخت. لبنان و اندونزی استقلال را به بزرگترین افتخار تاریخش رساندند. که
همین بردهای مضحک و قهرمانی یکی از ستاره های روی پیراهن این تیم می باشد. ببینید
بزرگی استقلال را. و اما استقلال چطور با ۲ بازی با
نمایندگان لبنان و مالزی به نیمه نهایی می رود و با برد بر نماینده اندونزی آن هم
در تهران فینالیست می شود؛
استقلال 3 هامنت من لبنان0 استقلال 3 سلانگور مالزی 0
استقلال با شکست نمایندگان لبنان و مالزی فقط
با دوبازی در گروهی سه تیمی به دلیل عدم حضور اکثر تیم های درجه یک و حتی دوی
آسیایی به نیمه نهایی راه می
یابد. اما در نیمه نهایی با چه تیمی مواجه می
شود. مدان اندونزی آن هم در امجدیه تهران. مدان شهر کوچکی در اندونزی می باشد.
بررسی کنید و ببینید پرسپولیس به
میزبانی کدام کشورها و با چند بازی و با
حضور چه تیم هایی شرکت کرده است. ببینید بزرگی استقلال را.
نیمه نهایی جام باشگاههای آسیا 1970 تهران
امجدیه: استقلال 2 مدان اندونزی 0
فینال: استقلال 1 هاپوئل اسرائیل 1 در وقت اضافه 2-1 استقلال قهرمان شد. یک بازی سخت و یک برد باعث یک
قهرمانی به ادعای خودشان در
آسیاست. توجه کنید ورزشگاه امجدیه تهران. بدون نمایندگان تیم
های درجه یک و دو آسیا. فقط تیم های درجه سه آسیا. این هویت جام باشگاههای آسیا و
اولین
قهرمانی استقلال. در پایان این مسابقات که
دقیقاً بسان مسابقات دوستانه و چهارجانبه می باشد این تیمها اول تا چهارم شدند. 1-
استقلال 2- هاپوئل 3- هامنت من لبنان 4- مدان اندونزی.
یک بازی سخت آنهم در تهران و امجدیه و با
تساوی یک یک در نود دقیقه و یک قهرمانی در آسیا. آیا آن مسابقات یک تورنمنت دستگرمی نبود که
کنفدراسیون آسیا با ارسال دعوتنامه و خواهش
و تمنا می توانست فقط پای برخی از تیمها را به این مسابقات بکشاند
به ادامه مطلب بروید ....
ادامه مطلب
طبقه بندی: ورزشی، کل کل، پرسپولیس، کل کل پرسپولیس،

نه خانمی ما اینهارو هم داریم تو دربی ها 24بار بردیم شما 18بار
مهمه آسیا هستش نه تو ایران ومهم اینه که فیفا چی میگه نه برنامه نود
همون احساسی رو داشتیم که شما 4تادربی رو پشت سرهم باختید درضمن شما به غیر از این 6تا افتخار دیگری هم داریدتودربی ها
هم طمعی رو داشت که شماتو جام حذفی تو 9دقه 3تا خوردید
مهم هتریک نیست مهم اینه که ببری که ما24تاشو بردیم
بازیکن باغیرت یعنی اینکه همیشه باسرمربی گلاویز بشه ونیاد تو بازی تراکتو بازی کنه
میشه اون 8تا پشت سرهم رو بگی
تو امار میگه سال1348تا 1349اونجاهم استقلال 4بار پشت سرهم برده
بعدشم این کل کل بین قرمز آبی هستش تو به تیم ملی چکار داری
بیشترین برد یک تیم در یک سال
استقلال تهران با ۳ برد در سال ۱۳۹۰ (شهرآوردهای ۷۰،۷۱،۷۳)
بیشترین گل زده در یک سال توسط یک تیم
تیم استقلال تهران با ۱۰ گل زده در سال ۱۳۹۰
نخستین گلزن:اکبر منشیزاده (استقلال-شهرآورد ۳)
- سریعترین گل:
علی سامره' (ثانیه (۳۸)) (استقلال-شهرآورد ۵۳) - دیرهنگامترین گل:
اسماعیل شریفات' (دقیقه (۱۰۵)) (استقلال-شهرآورد ۷۳)
بیشترین برد متوالی (مربی)
پرویز مظلومی که همه میدونن نیازی به گفتن نیست


سوالاتی که استقلالیها از پاسخگویی به آنها عاجزند.
شما فقط یه آسیا دارید و همشم از این مایه میزارید
اما همون که شما رو کرد قهرمان آسیا براش حیا کن رها کن خوندید و بعد
از
مرگش به خاکش قسم میخورید
!!!
در ضمن پر افتخار ترین تیم ایران در رده داخلی پرسپولیسه الکی یه آسیا
هم
میزارید تنگش میگید پر افتخار ترین تیم ایران!
اما قبول توو آسیا از
همه
تیم های ایرانی جلویید...
تک تک سوالات رو با دقت بخونید و توو ذهنتون مرور کنید
چه احساسی داره یه عمر 6تا رو بزنن توو سرت ؟
میتونید طعم برد توو 10 دقیقه 10 نفر رو بگید ؟
تا حالا چند تا بازیکناتون توو دربی هتریک کردند ؟
راستی چندتا کاپیتان های تیم ملی در طول تاریخ استقلالی بودند ؟؟
آقای گل جهان پرسپولیسیه میدونی که؟؟
جادوگر آسیا چی ؟
موشک هامبورگ چطور ؟
یا عقاب آسیا ؟
میدونی چه حالی داره بازیکن با غیرت داشتن ؟
با چه رویی به فرهاد مجیدی میگید با غیرت...؟
نظرت درباره ی زاید چیه راستی ؟
توو 5 نفر اول بهترین گلزنان تیم ملی چندتا استقلالی هستند ؟
واسه چی به 4تا برد پی در پی مینازید در حالیکه پرسپولیس 8تا پشت سر هم داشته ؟
رااااستی الگوی جباری . آندو . حنیف . عنایتی و... کیه ؟الگوی امیر قلعه نوعی چی؟
طعم سقوط به دسته 2.3 چطوره ؟
کدوم تیم هنوز معلوم نیس کاپیتانش کیه و در آرزوی یک کاپیتانه ؟
احساستون درباری شوت 40 متری کریم باقری چی بود ؟
چرا همیشه توو بحث ها کم میارید از آسیا مایه میزارید ؟
راستی چرا پاس ستاره نزده رو پیرهنش ؟
تا حالا دعوت شدید برای قرعه کشی جام جهانی یا مراسم معتبری ؟
تا حالا برای تولد بازیکناتون فیفا تبریک فرستاده ؟
تکنیکی ترین بازیکن تاریخ ایران کیه ؟بهترینش چی؟
7ثانیه 3 گل چه مزه ای میده ؟
دربی بردن با دوپینگ چی ؟
راستی ناصر حجازی چندتا بازی توو منچستر کرده ؟ نه نه ببخشید چند دقیقه ! اوه نه! چند ثانیه ؟
فرهاد مجیدی چندتا بازی ملی داره ؟
احساس گل زدن بازیکناتون توو جام باشگاهای اروپا رو میتونید با رسم شکل توضیح بدید ؟
یا قهرمان شدن با بایرن ؟
راستی میتونید بگید احساستون زمانی که با بایرن بازی میکردیم چی بود ؟
بیشترین اسطوره رو شما دارید یا ما ؟
حالا طبقه توضیحات بالا با چه رویی میگید استقلال سرور پرسپولیسه توو
استادیوم ؟
کی یه لژیونر درست حسابی به اروپا میدید پس....؟
شستن مربیتون توسط بازیکناتون چی حسی داشت (جباری) ؟
راسته میگن هیچی بارش نیس ؟
بازار نقل انتقالات با اعراب چطوره ؟
واااااااای راستی چه حسی داره صدر جدول باشی و 4تا دربی رو برده باشی جام حذفی هم فینال باشی اما به زور 5هزار نفر بیان ورزشگاه ؟
از اینکه توو طول تاریخ توو نظر سنجی ها دوم بودید خوشحالید ؟
تیم دوم پاییتخت بودن چه حسی داره ؟



دوستان هرکدوم از عکسا باز نشد کلیک راست کرده و show picture را بزنید
1 ) باز هم فرهد لنگی هارو سوزوند 
رکورد های لنگ در عدد4:
باخت پیاپی در دربی:4
فرهاد مجیدی:4
مجتبی جباری:4
تراکتور سازی:4
سایپا:4
سپاهان:4
نفت آبادان:4
شاهین:4
الاتحاد:4
الغرافه:4(با ارفاق یک گل)

سایر رکوردها:
دریافت 3 گل در 8(4ضربدر2) دقیقه از قلعه نویی
دریافت گل در ثانیه8 (4 ضربدر 2)از سرچشمه
با این همه رکوردها در عدد 4 پیراهن فصل بعد پرسپولیس اینگونه است:

2)
از قدیم گفتن هر کی قرمز بپوشه آبی سوراخش میکنه
استقلال3 الریان0

پرسپولیس0 الهلال1
رویانیان: بازی بعد خودم برای
پرسپولیس بازی میکنم


فکرشو بکن:::

3)
عجب دل و جیگری دارن این طرفدارای اس اس دم همتون گرم :

این عکس برا بازیه پرسپولیس الهلاله
دیگه مطلبی نیس جز تندرستی شما عزیزان اس اسی نظر یادتون نره

طبقه بندی: کل کل استقلال، ورزشی،

سایت کنفدراسیون فوتبال آسیا نوشت:
گلهای برهانی فاصله استقلال با صعود به جمع 16 تیم برتر را کمتر کرد

سایت کنفدراسیون فوتبال آسیا در
گزارشی از بازیهای این هفته لیگ قهرمانان آسیا به پیروزی 3 بر صفر
استقلال مقابل الریان قطر پرداخت و نوشت: آرش برهانی2 گل به ثمر رساند تا
استقلال برای رسیدن به جمع 16 تیم برتر لیگ قهرمانان آسیا تنها یک قدم
فاصله داشته باشد. آبیپوشان موفق شدند مکان دوم جدول را با پیروزی 3 بر
صفر مقابل الریان از آنها پس بگیرند.

مهم نیست سرخ بود یا آبی ...
با سواد بود یا بی سواد ...
خوب بازی می کرد یا بد ...
زشت بود یا زیبا ...
مهم نبود ...
مهم عزیز بودنش بود ، همین .
www.softgozar.com
وقتی صفحه سایت سافت گذار باز شد..وسط صفحه و در منتها الیه سمت راست،گزینه(سرور آبدیت نود)را کلیک کرده و مراحل بعد رو با توجه به راهنمایی های خود سایت،ادامه دهید..پس از نصب آنتی ویروس روی دستگاهتون،هر روز با اتصال به نت،به صورت اتومات،آنتی ویروس خود را به روز خواهد کرد....
برای خوندن رکوردها به ادامه مطلب بروید...
از نویسنده های پسر عزیز وبلاگ تقاضا میشود در مورد موارد 1-2-3-16-21-28-39
حتما نظر بدن چه خصوصی چه عمومی
نظر دختراهم اصلا مهم نیس
به جز مدیر عزیز
ادامه مطلب
عروسی رفتن دخترها!!!!!
دو، سه هفته قبل از عروسی، دغدغه ی خاطرش اینه كه : من چی بپوشم؟!
توی این مدت هر روز یا دو روز یه بار " پرو" لباس داره...
اون دامن رو با این تاپ ست می كنه، یا اون شلوار رو با اون شال!!
ممكنه به نتایجی برسه یا نرسه! آخر سر هم می ره لباس می خره!!
بعد از اینكه لباس مورد نظر رو انتخاب كرد...حالا متناسب رنگ لباس، رنگ آرایش صورتش و تعیین می كنه...اگر هم توی این مدت قبل از مهمونی، چیزی از لوازم آرایش مثل لاك و سایه و...كه رنگهاشو نداره رو تهیه می كنه...
حتی مدل مویی كه اون روز می خواد داشته باشه رو تعیین می كنه...مثلا ممكنه " شینیون" كنه یا مدل دار سشوار بكشه...!
البته سعی می كنه با رژیم غذایی سفت و سخت تناسب اندامشم حفظ بكنه...
یه رژیمی هم برای پوست صورت و بدنش می گیره..! مثل پرهیز از خوردن غذاهای گرمی!
ماسك های زیادی هم می زاره، از شیر و تخم مرغ و هویج و خیار و توت فرنگی و گوجه فرنگی(اینا دستور غذا نیستا!!)گرفته تا لیمو ترش ( این لیمو ترش واقعا معجزه می كنه، به یه بار امتحانش می ارزه!)
این ماسك ها برای شفاف سازی!( ببخشید سیاسی شد!) پوسته...
البته حتما توی این مدت یه تمرین رقصی هم می كنه، تا بدنش از خشكی در بیاد و اون روز حسابی بتركونه!( ببخشید، دل ربایی بكنه!)
خوب، روز موعود فرا می رسه!
ساعت 8 صبح از خواب بیدار می شه( انگار كه یه قرار مهم داره) بعد از خوردن صبحانه، می پره تو حموم، بعد از " اپیلیدی"! و استحمام كه 2 ساعت طول می كشه...بالاخره ساعت 10 تا 10:30 می یاد بیرون...( البته ممكنه یه بار هم تو حموم ماسك بزاره...كه تا ساعت 11 در حمام تشریف داره!)
بعد از ناهار...!
لباس می پوشه می ره آرایشگاه، چون چند روز قبلش زنگ زده و وقت آرایشگاه گرفته برای ساعت 1:30 بعد از ظهر...
توی آرایشگاه كلی نظر خواهی می كنه از اینو اون كه چه مدل مویی براش بهترتره، هر چی هم ژورنال آرایشگر بنده خدا داره رو می گرده( البته حتما روزهای قبل مد موهای زیادی رو دیده، یا از تو fashion tv یا moda tv و... یا internet...اما هنوز به نتیجه ای نرسیده!!) آخر سر هم خود آرایشگر به داد طرف می رسه و یه مدل بهش پیشنهاد می كنه و اونم قبول می كنه!!
ساعت 3 می رسه خونه... بعد شروع می كنه به آرایش كردن...!
صد مدل خط چشم و خط لب می كشه و پاك می كنه!
ساعت 5 بعد از ظهر بالاخره به نتیجه ای می رسه و می تونه برحسب رنگ لباسش یه آرایش خوبی داشته باشه!!
بعد از پوشیدن لباس كه خیلی محتاطانه صورت می گیره( كه مدل موهاش خراب نشه) یه عكس یادگاری از چهره ی زیباش می گیره كه بعدا به نامزد آینده اش نشون بده!!
ساعت 8 عروسی شروع می شه...یه جوری راه می افته كه نیم ساعت زودتر اونجا باشه!!
اتفاقی که تو بازی با داماش افتاد ، کار شیس و نصرتی ، فقط به پای خودشون نوشته میشه و نه به پای هوادارهای تیم .
کسانی که مارو متهم به فحاشی تو بازی با داماش میکنند خودشون سابقه درخشانی تو این امر دارن .
خسرو حیدری و غلام رضا عنایتی کم مورد لطف و رحمت دوستای استقلالی قرار نگرفتن یا اصلا چرا راه دور بریم ؟ همین بازی این فصل استقلال و سپاهان خواهر و مادر سید صالحی به جرم گل زنی مهدی فاحشه شدند !!!
از اون گذشته داورها که این فصل کم به استقلال محبت نکردند هم از کانون توجه هوادارهای استقلال در امان نبودند .
اما بحث بازی باداماش رو بعدا مفصل تو ادامه این پست یا یه پست دیگه بازی میکنم فعلا می خوام یه خاطره تعریف کنم تا شاید بعضی از آقایون بعضی از چیز ها یادشون بیاد ...


صر جمعه، یك كبوتر را در ورزشگاه آزدی گرفتند و كشتند و فردای آن روز چند خطی در موردش نوشته شد. همین! استقلال، دو بر یك از تراكتورسازی عقب بود. طرفداران تراكتور، كبوتر سفیدی را قرمز كرده بودند. كبوتر افتاد به دست گروهی از جماعت آنطرفی. مردی كه كبوتر را گرفت 30 - 20 ساله به نظر میرسید. اطرافیان با شادی برای سقوط نماد قرمز هورا كشیدند. خندیدند. یكی دوان دوان خودش را به او رساند و كبوتر را گرفت. دست راستش را حلقه زد دور بالهای كبوتر و با دست چپ سرش را جدا كرد. كبوتر حتی نتوانست بال بال بزند. در چهرهاش تلفیقی از رضایت و قدرتمندی دیده میشد. لبخندی زشت روی لبش بود. بعضی از اطرافیان میخندیدند و بعضی هم اعتراض میكردند؛ «با اون زبون بسته چه كار داشتی؟» كبوتر دیگر جان نداشت. مرد، پیروزمندانه كبوتر بیسر را پرت كرد روی پیست تارتان كنار زمین. در چهرهاش غرور موج میزد و انگار داشت طعم پیروزی بر یك كبوتر تا بن دندان مسلح را مزهمزه میكرد.

تصاویر زیر لحظه به لحظه این فتح الفتوحات و قربانی شدن کبوتر صلح بپای رقابت های ورزشی و کینه توزی های چندتن از هواداران یک تیم علیه تیم دیگر را نشان می دهد.

در افسانه ها آمده است؛ هنگامی که کشتی نوح همراه با همه جانوران موجود در آن در دریا سرگردان بود، حضرت نوح از کلاغ خواست تا به پرواز درآمده و از خشکی خبر بیاورد، اما کلاغ در این ماموریت ناکام ماند و مایوس مراجعت کرد.
این بار ماموریت شناسائی خشکی به کبوتر واگذار شد. پس از مدتی کبوتر در حالی که شاخه ای از زیتون را به نشانی خشکی به منقار گرفته بود به کشتی بازگشت و رسیدن به ساحل امید و زندگی را به سرنشینان کشتی نوید داد. از آن زمان کبوتر به نماد صلح و آرامش مبدّل شد تا همواره پیام آور صلح و دوستی باشد.
از اینرو کبوتر در نزد مردم کشورمان نیز از جایگاه و حرمت ویژه ای برخوردار است سال های متمادی، نگهداری کبوتر و کبوتربازی به یکی از سرگرمی های رایج بسیاری از هموطنانمان مبدل شده بود!
به این اعتبار وقتی که در جریان یک رقابت ورزشی، یکی از هوادران تیم مقابل برای تخلیه کینه و عقده های درونی خود نسبت به حریف، با سنگدلی جان یک پرنده بی گناه مانند کبوتر را می گیرد، در چنین حالتی چه تضمینی وجود دارد که بر همنوع خود نیز اینگونه نتازد!

با کمی دقت در تصاویر زیر متوجه می شوید که یکنفر کبوتر را اسیر و دیگری راسا مبادرت به کندن سر این حیوان بی دفاع کرده است. در این بین یکنفر در تائید این اقدام تاسف بار دستان خود را به عنوان علامت پیروزی بالا برده است، تو گوئی بر دیو سپیدی که کیکاووس و یارانش را به بند کشید چیره شده اند. عده ای هم سرخوش از این اقدام شجاعانه هلهله می کنند و بنظر می رسد که این عمل تسلی دهنده ناراحتی های ناشی از توپ جای گرفته در دروازه تیم خودی است.

چه قدر پر رو هم هست طرف اعتماد به نفسشو برم:به چشمانت بیاموز هر کس ارزش دیدن ندارد.
یارو همچین کارت واسه خودش چاپ کرده انگار مدیر عامل یه شرکتیه.

آخی چقدر شما پسرا بدبختین 
طبقه بندی: کل کل، جک، ضد پسر،
برچسب ها: مدل جدید شماره دادن،
ازهمه بیشتر دنبال دخترهاست و براشون له له میزنه!!
حکایتش حکایت همون گربه هست که دستش به گوشت نمیرسید می گفت پیف پیف بو می ده!
تا حالا صد تا دخترسر کارش گذاشتند و حالشو گرفتند !
....
تا حالا هر چی التماس کرده دخترای ناز ایرونی که سهله یه وزغ ماده هم تحویلشون نگرفته!!
توی دانشگاه نمره های ماکزیمم دخترا رو دیده و برای اینکه کسی نفهمه آی کیوش در حد کلوخه مجبوره بشینه برای دخترا حرف در بیاره
تو خونه همش به خاطر شلخته بودنش (مخصوصا موها و دماغ ) و تمیزی و خوشتیپی خواهرش مدام زدند تو سرش
از اینکه با صد نوع مدل موی مختلف و خط ریشای عجیب غریب نمیتونه قیافه مثل اژدهاشویه کم شبیه آدما بکنه به دخترای ایرونی که با آرایش زیباتر میشند حسودی می کنه
می بینه یک نفر تو دنیا پیدا نمیشه که فقط یه بار منتشو بکشه و باید یه عمر ناز کش باشه
می بینه خیلی از مردا و پسرای اطرافش (وحتی خودش) حاضرند با اشاره یه خانم همه چی شونو فدا کنند اون وقته که یه جاش به شدت میسوزه
*چندتا توصیه به پسرهای ایرونی:
ـ با داشتن هیکلی ضایع تی شرت تنگ نپوشن!!!
ـ از کلاس پنجم دبستان سه تیغه نکنن و after shave نزنن!!!!
ـ جلوی مدرسه دخترانه نایستن و سیگار چاق نکنن!!!!!!!
ـ با دیدن یک فروند دختر جو زده نشده و تیکه جواتی بار نکنن!!!!!
ـ پس از ورود به دبیرستان سیگاری نشده باشن !!!!!
ـ پس از یافتن اولین مو در بدن خود احساس مردانگی نکنن و به فکر ازدواج نیافتن!!!!!!
ـ در مقابل دختر ها احساس بامزه بودن نکنن
ـ ادعای با معرفتی و با مرامی وخلاف سنگین نکنن!!!!!
ـ کت وشلوار صورتی با پیراهن زرد نپوشن و کروات قهوه ای نزنن!!
ـ در آن واحدبا N تا دختر رفیق نباشن و به هر N تاشون قول ازدواج ندن!!!!!!!
مطلب اول:

مطلب دوم:
بازم تعصب تو استقلال دیده میشه و بی تعصبی روی لنگ رخنه کرده همونطور که تو عکس میبینین حنیف عمران زاده با9 بخیه برا استقلال بازی میکنه ولی جاروگر لنگیا برا اینکه به تبریز نره الکی میگه من مصدومم والا خجالت داره

مطلب سوم:
من نمیدونم چرا ازوقتی لنگیا
فرهادو دیدن اینجوری شده آقا فرهاد جون هرکی دوس داری ببخش این لنگیارو فصل بعد دربی نداریما

البته این بازی4-1 شده میخاستم کمتر بسوزید

مطلب چهارم:
اینم یه رکورد جدید از پرسپولیس خواهشا سه تا گل تو 10 دقیقه رو دیگه به رخ نکشید رکوردو خودتون شکوندین

بازم مطلب دارم ولی خب بسه دیگه دوستان لنگی دارن آتیش میگیرن منتظر پست های جالب بعد باشید واین رو هم بدونید نظرات شما به ما انگیزه و دلگرمی میده
از این به بعد هر جمعه از یه نفر یاد میکنم ...

تو روزگاری که ژولیدگی مد بود اون آراسته میگشت ...
تو روزگاری که شش ابتدایی افتخار بود لیسانس داشت ...
تو روزگاری که همه لب هاشون رو می دوختند اون فریاد میزد ...
تو روزگاری که بعضیا به زور زبون مادریشون رو بلد بودن اون چند تا زبون زنده دنیا رو بلد بود ...
و تو روزگاری که بعضیا به فکر تبانی و لابی بودند اون تنها به فوتبال پاک فکر می کرد ...
واسه شادی روحش یه کار خوب بکنید ( همین الان )
صبح ساعت ۵
قدیم: به آهستگی از خواب بیدار میشود. نماز میخواند و سپس به لانه مرغها میرود تا تخم مرغها را جمع کند
جدید: مثل خرچنگ به رختخواب چسبیده و خر و پف میکند.

صبح ساعت ۶
قدیم: شیر گاو را دوشیده است ، چای را دم کرده است ، سفره صبحانه را باعشق و علاقه انداخته و با مهربانی مشغول بوسیدن صورت آقای شوهر است تا از خواب بیدار شود.
جدید: بازهم خوابیده است

صبح ساعت ۷
قدیم: مشغول مشایعت آقای شوهر است که از در خانه بیرون می رود و هزار تا دعا و صلوات برای سلامتی شوهر کرده و پشت سرش به او فوت میکند.
جدید: هنوز کپیده است.

صبح ساعت ۱۱
قدیم: مشغول رسیدگی به بچه ها و پاک کردن لپه برای درست کردن ناهار است.
جدید: تازه چشمانش را با هزار تا ناز و عشوه باز کرده و با دست در حال بررسی جوش های روی صورتش است

ظهر ساعت ۱۲
قدیم: مشغول مزه کردن پلو به جهت تنظیم نمک آن است.
جدید: در حال آرایش کردن با همسایه طبقه بالا در مورد انواع مدیتیشن صحبت میکند.

ظهر ساعت ۱۳
قدیم: در حال شستن جوراب و لباسهای آقای خانه درون طشت وسط حیاط خلوت میباشد.
جدید: در حال روشن کردن ماشین لباسشویی ، ماشین ظرفشویی و البته غرغر کردن است.

بقیه داستان در ادامه مطلب ...
ادامه مطلب
دختران دبیرستانی داغون

احمق ترین و خیانت ترین دخترا ، دختر دبیرستانی ها هستن
از دبیرستان که تعطیل میشن عین گله گوسفند میریزند بیرون
و بعد به امید این که امروز بتونن یک پسر را تور کنن
دو تا دو تا از هم جدا می شوند و تو خیابان ها پرسه میزنن
تو کلاس که میشینن سر سه تا چیز با هم حرف میزنن
اولی پسر دومی پسر سومی پسر اگر تو
کلاس معلم نداشته باشن یا میرقصن یا اندام همدیگرو دید میزنن یا ...
که بقیش دیگه گفتن نداره هر روز فوق برنامه دارن
و هممون میدونیم که منظور از فوق برنامه تو خیابونا و پارکا چرخیدنه
صبح که میرن دبیرستان با دوستاشون از اینکه شب قبل با دوست پسرش
کجا رفتو چیکار کرده تا دو ساعت ور ور میکنن
اینجا جاش نیست وگرنه میگفتم تو محیط مدرسه چیکار میکنن
از من میشنوی وقتتو واسه دختر دبیرستانی نزار که ارزش نداره
ما تو هفته تنها یک پست می تونیم بزاریم پس کمک کنید


















